🔷 شاید این زیرکانهترین تصمیم بود!
راه حل اول که همیشه تعطیل کردن بود. اما این بار در راه حل دوم اختیاری شدن جای خودش را به کُشتن داده بود. البته کسی هم که پشت سر درب خانه را بست، می دانست که شاید دیگر به این خانه بازنگردد! کسی هم که از درب مسجد با لباس و تجهیزات خارج میشد، پی این را به تنش مالیده بود که ممکن است بدون اینها بازگردد و یا کلاً باز نگردد.
افرادی هم که جزء هیچ کدام از این دستهها نبودند، تحریم کردن امتحانات دانشگاه را راه حل مناسبی برای نشان دادن خودشان در میان جامعه میدیدند. شایدم تنها از پس این بر می آمدند. مسئلهای که نه به طور مستقیم بلکه با عنوان «احتمال وقوع جنگ» به آن جولان میدادند!
حرکت جالبی به نظر میآمد و دلیل قانع کننده ای را در پی داشت؛ به گونه ای که حتی شورای صنفی دانشگاه هم آن را رد نکرد. اما قبل از آغاز شدن امتحانات و عدم شرکت دانشجوها شاید تنها یک امپراتوری بزرگ میتوانست نظر به «اختیاری شدن امتحانات» بگیرد و دیگر عدم شرکت به منزلهٔ اعتراض یا هر چیز دیگری نبود، بلکه به منزله ترس دانشجویان از جنگ شمرده می شد.
جنگی که هرگز شاهد آن نبودیم!
با شنیدن احتمال جنگ، دانشگاه و امتحانات، تعطیل و اختیاری شد و علم و علوم متوقف!
تجربهٔ آمریکا نشان میدهد که سرمایهگذاری روی دانشجو و علم، حتی در زمان جنگ (پروژهٔ منهتن) میتواند آیندهٔ یک کشور را چه بسا بهتر بسازد، نه فقط نتیجهٔ یک نبرد را!
آخر مگر در دوران جنگ تحمیلی عراق در دهه شصت، دانشگاه ها و نمیدانم مراکز علمی مهر و موم شده بودند؟
آدم سراغ دارم همان شب حمله اسرائیل به ایران، از تبریز و مشهد و.. کوبیدند و آمدند به سمت ساری برای امتحان دادن..
مگر الکی ست که راهها و مراکز و شبکه ها همینجوری تعطیل شوند؟
(البته که اینها را با فرض هراس از فضای جنگی میگوییم و نه چیزی دیگر؛ چرا که احتمالاً پیش فرض های خوانندگان این نوشتار، تفاوتها دارد.)
خوابیدن تا زمانی که خورشید به میانه آسمان رسید، در ذهن دانشجویان اعتراض، اما در واقعیت، ترسی عاری از اعتراض شمرده می شد. درخواست مکرر مجازی شدن امتحانات هم، پشت پردهٔ تحریم امتحانات را کم کم آشکار میکرد، اعتراض که نبود، ترس از جنگ بود یا...؟!
در این ایام که اختیاری و حضوری بودن امتحانات قطعی است، شاید اتخاذ اتحاد برای عدم شرکت، بدترین گزینه باشد!
اتحادی که اجبار به تبعیت از آن وجود داشت. دانشجویی که اگر ترس از امتحان دادن داشت، اصلاً وارد علوم پزشکی نمی شد، اما حالا... ترس از دیکتاتوری دور و بری هایش و جو آتی کلاس بر علیه خودش دارد و نه جنگ و ناامنی!
اختیاری که حالا بدون هیچ هدفی تبدیل به اجبار شد! --اجباری که توسط آزادیخواهان اعمال شد-- دیکتاتور چه قدرتی دارد که میتواند امتحان را سیاسی جلوه دهد و انجام آن را نهی کند؟
شگفتا که مدعیان آزادی، آزاد بودن در دیکتاتوری خود را میخواهند!!
احتمالاً در گپهای مختلف دیدید تنها یک نظر مخالف کافی بود تا فحش و تمسخر سرازیر آن فرد شود...
شاید منظورشان از آزادی سخن، آزادی در همین ناسزا گفتن هاست!
✍🏻شاهین
نشریه دانشجویی مسیر🌱
| @masir_mazums |